تبليغاتX
نهفت - چند جمله درباره ی کارهای اخیر همایون (خورشید اشتیاق و قیژک کولی)

نهفت

همایون آوازی خوبی خوانده در این دو آلبوم. پیش از این بر این نظر بودم که در بین پیروان سبک محمدرضا شجریان همایون را در آوازخوانی از سایرین پیش می بینم. به نظرم این دو آلبوم هم موید این بودند. در خورشید آرزو همایون سه آواز خوانده. اولی را خودش تنظیم کرده بر روی شعری بر روی شعری از فریدون مشیری که آواز زیبایی هم از کار درآمده و لحظات بسیار زیبایی دارد.  برای من زیباترین لحظه ای این آواز که خیلی به دلم نشست ایجا بود که می خواند:

"دلتنگم آنچنان که اگر بینمت به کام

خواهم که جاودانه بنالم به دامنت

شاید که جاودانه بمانی کنار من

ای نازنین که هیچ وفا نیست با منت"

کار دوم هم برای روی شعر مشیری است. دو بیت اول به نحو زیبایی اجرا می شوند. هر بیت در عشاق آغاز می شود و در انتهای بیت به درآمد اصفهان فرود می کند. این فرود در کل فرود بسیار زیبایی است و حال خوبی به این دو بیت داده است. آواز سوم هم هر چند در اوایل اش چندان جلب توجه نمی کند اما در اواسط اش خودنمایی هایی می کند.

تصنیف های کار را می توان در رده ی متوسط خوب ارزیابی کرد، با این حال هیچ کدام هر چند وطن به نظرم عالی نیستند. بهترین ملودی دو کار به نظرم قطعه ی مستانه است که در قیژک کولی آمده. در یک جای یکی از تصنیف های خورشید آرزو هم به نظرم همایون شعر را درست نمی خواند

خوش خوشی در چین زلفش پیچ تا مشکین کنی

شرق تا غرب جهان از زلف مشک افشان او

که در مصرع اول خوش خوشی را بایست به صورت قید خواند یعنی خوش خوش در زلفش بپیچ، در حالی که به نظر می آید همایون خوش خوش را به صورت مسند می خواند یعنی به این معنی که تو خوش خوش هستی.

حمید متبسم برای تصنیف قیژک کولی یکی از شعرهای استوار استاد شفیعی کدکنی را انتخاب کرده، انتخابی که به نظر انتخابی از سر شناخت می آید و جای تقدیر بسیار دارد. با این همه به نظرم شعر شفیعی از ملودی ای که بر رویش نشسته بسیار استوارتر و زیباتر است. این دو آلبوم را دوست داشتم و از آن ها لذت بردم و شاید کاستن از قدر یک آلبوم موسیقی باشد چنین اظهار نظری ولی باید بگویم همین شعر استاد شفیعی کدکنی بهترین برگرفتۀ من از این دو اثر بود:

رنگ در رنگ و به هر رنگ هزارانش طیف

 نغمه در نغمه به هر نغمه 

 

 به ‌یاد یاران

 

قیژک کولی کوک است

 

 در این تنگی عصر

 

راست در پرده‌ی اندوه و 

 

 مقام باران

 

 می ‌زند بی ‌که نگاهی فکند بر چپ و راست

 رفته از دست و درافتاده ز مستی از پای

 

 

قیژک کولی کوک است

 

 در این تنگی عصر

 

 

رعد را عربده بُگسسته

 

 ولی پیوسته

 

 قیژک کولی

 

 در همهمه ‌ای

ها یا های ها یا های

 

 قیژک کولی کوک است

 

 در این تنگی عصر

 

پرده دیگر مکن و راه مگردان کولی

 

 هم مگر همره این زخمه‌ی تند تو کنم

 

دلی از گریه سبک‌بار

 در این تنگ غروب

 

در این تنگ غروب

رنگ در رنگ و به هر رنگ هزارانش طیف

نغمه در نغمه به هر نغمه

 

 به ‌یاد یاران

قیژک کولی کوک است

 

 در این تنگی عصر

 

 در این تنگی عصر. . .

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 7:27  توسط محمدعلی  |