تبليغاتX
نهفت

نهفت

فکر می کنم یکی از تفاوت هایی که در آموزش علم سیاست در ینگه دنیا و مملکت خودمان باشد، تا حدودی به تشویق و تقویت نقادی در دانشجویان برگردد. اینجا از دانشجو خواسته می شود که دربارۀ متن ها و آثاری که می خواند بیاندیشد و از خودش نظر داشته باشد و بتواند نقدشان کند. در واقع، در بعضی درس ها اصلا تکلیف شما که بخش اصلی نمره را تأمین می کند این است که نظر خود را به گونه ای مستدل دربارۀ موضوع یا متن های خوانده شده بنویسید.

در ایران، اما، وضعیت به دلایلی متفاوت است، و دست کم در تجربه ای که من داشتم چندان اثری از این جنبه در فرایند آموزشی ندیدم. فکر می کنم یکی از دلایل این است که اساساً در شرایطی که حتی اساتید مربوطه اطلاع چندانی درباب مثلاً آخرین نظریه های مطرح شده در حوزه ی درس شان ندارند، این که کسی بتواند فهم خوبی از نظریه حاصل کند و بتواند آن را به کار ببرد خودش کار بزرگی است. به عبارت دیگر اگر شما بتوانید در حوزه ای صرفاً نظریه ها را بفهمید، توضیح بدهید، و آن ها را به کار ببرید، یک استاد بسیار خوب و یک دانشجوی عالی خواهید بود. از این جهت شاید دیگر انگیزۀ چندانی برای برداشتن قدم هایی بعدی موجود نباشد. احتمالا نقدی هم اگر وارد شود، بر این مبنا خواهد بود که "منتقد" چندین نظریه را می داند و با طرح کردن تفاوت های آن ها نسبت به یکدیگر گونه ای منظر انتقادی ارائه می کند.

دلیل دوم فکر می کنم رواج "نقد" در مبتذل ترین سطح آن در برخی سطوح مثلاً آکادمیک ما باشید. دسته ای از این نقدها بیشتر ناشی از نفهمیدن نظریه و وارد کردن نقدی بی مبنا بر گونۀ ساده سازی شده و کاریکاتورگونه ای از بحث مورد نظر است. در کنار این دسته باید از گروه دومی مثلا از انتقادات نیز نام برد که بیشتر از سوی مدرسان "مکتبی و متعهدی" هم مطرح می شوند که به زور هم به دانشگاه ها تزریق شده اند و به نحوی گفتارهای ایدئولوژیک رسمی را به نام نقد به خورد دانشجویان می دهند، و عموماً آنچه از این دوستان شنیده می شود فراورده ای است از کج فهمی نظریه و تکرار مواضع ایدئولوژی رسمی. در چنین شرایطی که نقادی بیشتر برابر با گونه ای ابتذال آکادمیک و بازتولید ایدئولوژی های تکراری و دل به هم زن رسمی شده است، دانشجویی به فرض اگر واقعا دغدغۀ علم و دانش برای اش مهم باشد، چاره ای ندارد جز آنکه دست کم تلاش کند تقریری صحیح از مباحث ارائه کند و تا جای ممکن از کج فهمی هایی که در کلاس ها و کتاب ها ارائه می شوند جلوگیری کند. به این ترتیب دیگر فضای چندانی برای نقد و نظر خود دانشجوی باقی نمی ماند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 20:51  توسط محمدعلی  | 

خوب، حالا بیایید فرض کنیم که مشکل تسلط دانشجویان بر زبان انگلیسی حل بشود. بالاخره ما که از ییل استاد می آوریم و فارسی هم یادشان می دهیم، یعنی نمی توانیم دانشجویان را زبان دان کنیم؟ پس به این ترتیب می توانیم یک قدم جلو برویم. حالا استاد ما می تواند سیلابس درس اش را به دانشجویان مربوطه بدهد و از آن ها انتظار داشته باشد، بتوانند متون تعیین شده را بخوانند. دانشجویان هم سیلابس ها را می گیرند و لابد خوشحال و خندان می روند درس ها را حاضر کنند که می رسند سر مشکل بعدی، یعنی اینکه این کتاب ها و مقاله ها را از کجا بیاورند...

 

                   

 

در حقیقت یکی از مشکلات جدی که ما در زمینۀ آموزش دانش سیاسی در ایران داریم ضعف کتابخانه ای است. از یک سو دانشگاه ها دسترسی آنلاین به ژورنال ها ندارند و این تقریباً مساوی است با گسست کامل از جریان تولید علم و دانش در دنیا. در حقیقت، امروزه روز تمامی ژورنال ها به صورت آنلاین موجود هستند و آن چه برای استفاده از آنها لازم است، داشتن گونه ای دسترسی است که با داشتن user name و password میسر می شود که وظیفه ی دانشگاه است آن را تامین کند. و البته بدیهی است که این کار را نمی کند - چه نفت بشکه ای ده دلار باشد چه صد و ده دلار. 

این بخش مشکل البته به طرقی حل شدنی است، مثلا برخی از دوستان آن سوی آب های شان کمک می گیرند که در آکادمی های غربی مشغول تحصیل اند و از آن ها می خواهند مقالات مورد نیازشان را تامین کنند (مثل خود بنده در زمان تحصیل در کارشناسی ارشد) یا اینکه چنان که شنیده ام کلک هایی سوار می کنند سایت هار هک می کنند و اینطوری مقالات را به چنگ می آورند.

اما این تنها نیمی از مشکل است. بخش دیگر مشکل بازمی گردد به کتاب ها و کتاب خانه های ما که در این زمینه بسیار ضعیف اند. طبیعتا شما هر موضوعی که برای تحقیق انتخاب کنید بخشی از منابع مورد نیازتان در قالب کتب هستند و این کتاب ها هم به احتمال بسیار زیاد در ایران یافت نمی شوند. برای حل این مشکل هم البته می توان کارهایی کرد. مثلا کتابخانه دفتر مطالعات وزارت خارجه که در نیاوران است مجموعا کتاب های خوبی دارد و بسیار می تواند به دانشجویان علوم سیاسی در ایران کمک کند. هم چنین آمازون هم در ایران شعبه ای دایر کرده و برخی کتاب ها را می توان از آن خرید ولی بدیهی است هزینۀ خرید منابعی که مثلا برای نوشتن یک پایان نامه ی دکتری لازم است چقدر بالا می شود و چنین راهی چندان مقرون به صرفه نخواهد بود. به علاوه فکر می کنم کتابخانه ی وزارت خارجه هم آثار مورد نیاز در تمامی حوزه ها را پوشش ندهد و مثلا دانشجویی که بخواهد روی حوزه ای از اندیشۀ سیاسی کار بکند جدا برای انجام یک پژوهش قابل قبول در ایران دچار مشکل بشود. اینگونه است که مشکل دسترسی به منابع از جمله کتاب و مقاله در زمینه ی تحصیل علم سیاست در ایران مشکلی کاملا جدی است و تا وضع بر این منوال است تحصیلات تکمیلی علوم سیاسی در ایران معنای چندانی نخواهند داشت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 9:4  توسط محمدعلی  | 

فکر کردم چند پست آینده را از نگاهی انتقادی دربارۀ آموزش علوم سیاسی در ایران بنویسم، و چند نکته را که  به ذهنم می آیند با خوانندگان در میان بگذارم.

فرض کنید، اساتید دانشگاه ییل یا پرینستون در رشتۀ علوم سیاسی به ناگاه جای شان را با اساتید گروه علوم سیاسی دانشگاه تهران عوض کنند و به طرفة العینی زبان فارسی هم بیاموزند. خب دوستانی که اندکی دست بر آتش دارند می دانند که بنابر فرض رخ دادن چنین واقعه ای تحول عظیمی در آموزش علوم سیاسی ما حاصل خواهد شد، مجموعه ای از استادان زبده و کارکشته که احاطه ای مثال زدنی بر علم سیاست معاصر دارند و خودشان هم بعضاً نظریه پردازند به میدان آموزش و تحقیق دانش سیاسی می آیند.

اما اوضاع آنقدرها هم که در نظر اول به چشم می آید باب میل نخواهد بود. فکر می کنید، اولین مشکلی که بروز خواهد کرد چیست؟ شایداولین مشکل عدم تسلط دانشجویان به زبان انگلیسی باشد. یعنی احتمالا اتفاقی که می افتد این طوری است که این استادان محترم می آیند و برنامه ی درسی را تنظیم می کنند؛ بر اساس موضوع درس ها منابع اصلی را مشخص می کنند و از آنجا که غالب این متون به فارسی برگردانده نشده اند، و هر روز هم منابع جدیدی به بازار می آیند، چاره ای ندارند که منابع انگلیسی معرفی کنند، به نحوی که برای هر درس هر دانشجو باید هر هفته بین صد تا سیصد صفحه متن علوم سیاسی به زبان انگلیسی بخواند و تا آن جا که من به یاد دارم در بین دانشجویان تحصیلات تکمیلی علوم سیاسی معدود بودند کسانی که بتوانند چنین کاری انجام بدهند. در حقیقت مشکل تسلط به زبان انگلیسی از مشکلات اصلی امروز آموزش دانش سیاسی در کشور است، مشکلی که به نحوی باید برای آن تدبیری اندیشید، مثلا توجه جدی تری به زبان انگلیسی در برنامه ی درسی بشود. به جای این همه واحد مزخرف و بی معنی که در برنامه درسی دوره ی کارشناسی گنجانده شده بد نیست واحد های بیشتر به آموزش زبان انگلیسی اختصاص داده شود و دانشجویان ملزم شوند برای گذراندن واحدهای مصوب زبان انگلیسی شان را تقویت کنند. در میان دانشگاه های کشور جالب آن جاست، که دانشگاه امام صادق در این زمینه عملکرد بهتری داشته و با اجباری کردن آموختن دو سه زبان خارجی در برنامه ی درسی اش توانسته وضعیت نسبت بهتری از نظر تسلط بر زبان در میان دانشجویان اش ایجاد کند.

البته چنان که واضح است، این تنها یک تمهید مقدماتی برای بهتر کردن وضعیت آموزش دانش سیاسی در کشور می تواند باشد، و به سخن دیگر شرط لازم است و به هیچ وجه شرط کافی نیست.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 22:37  توسط محمدعلی  |