تبليغاتX
نهفت

نهفت


همایون آوازی خوبی خوانده در این دو آلبوم. پیش از این بر این نظر بودم که در بین پیروان سبک محمدرضا شجریان همایون را در آوازخوانی از سایرین پیش می بینم. به نظرم این دو آلبوم هم موید این بودند. در خورشید آرزو همایون سه آواز خوانده. اولی را خودش تنظیم کرده بر روی شعری بر روی شعری از فریدون مشیری که آواز زیبایی هم از کار درآمده و لحظات بسیار زیبایی دارد.  برای من زیباترین لحظه ای این آواز که خیلی به دلم نشست ایجا بود که می خواند:

"دلتنگم آنچنان که اگر بینمت به کام

خواهم که جاودانه بنالم به دامنت

شاید که جاودانه بمانی کنار من

ای نازنین که هیچ وفا نیست با منت"

کار دوم هم برای روی شعر مشیری است. دو بیت اول به نحو زیبایی اجرا می شوند. هر بیت در عشاق آغاز


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 7:27  توسط محمدعلی  | 

از بس این چند وقت هر سایت و روزنامه ای را باز کرده ام مطلبی در رد و نقد محمدرضا لطفی داشته، کمی باید به خودم جرأت بدهم تا بگویم از آلبوم آخرش، وطنم ایران، حظ کردم.  بدون مقدمه و اطالۀ کلام بگویم، چهار چیز در آلبوم برایم جذاب و لذت بخش بود.

 

                  محمد معتمدی

اول آوازهای محمد معتمدی. آوازهایی بسیار دلچسب و زیبا بودند. برعکس بسیاری از هم نسلان اش نه به تقلید از شجریان می خواند، نه حتی به سبک او.[1] چنان که شباهت آوازش با اصغر شاهزیدی (بهترین شاگرد استاد تاج) به گوشم آورد و آن طور که خودش در مصاحبه اش گفته بود سعی می کند از سبک تاج اصفهانی بهره ببرد. همین انتخاب جالب رنگ و بوی متفاوت و دلچسب به لحن آواز معتمدی داده است. معتمدی به سبک تاج بسیار شفاف و سلیس می خواند. ناله نمی کند. گرچه دشتی می خواند، و آن طور که باید محزون با احساس، اما کلمات را بسیار خوب ادا می کند، و گونه ای صلابت در صدایش هست. در مجموع به نظر می رسد انتخاب سبک و لحن متفاوت، بیان واضح کلمات، و قوت و صلابت بیانی به سرعت جایگاه متمایزی برای معتمدی در میان خوانندگان همنسلش ایجاد کند ــ البته به شرط آن که همین طور ادامه دهد. اگر از این وضعیت یکنواخت آوازخوانی فعلی که هم یک جور می خوانند و از لحن های محدودی استفاده می کنند خسته شده اید، و دوست دارید لحن های دیگر را هم مزمزه کنید و لذت ببرید حتما آواز معتمدی را بشنوید.

نفس اش گرم که آواز زیبای اش این روزها چه مونس خوبی بود برای حاجی واشنگتن (و البته از کار هم بیکارش کرد).

دوم، جواب آواز لطفی را دوست داشتم، خصوصاً جواب آوازهایی را که حین آواز و پیش از پایان ابیات می داد (مثلا دقت کنید به جواب آواز مصراع "عدو چو تیغ کشد من سپر بیاندازد" یا "همه گویند طاهر کس نداره"). دست و پنجه اش گرم.

سوم، تصنیف وطنم ایران تصنیف بسیار لطیف و ملیحی بود. لطفی آن را با الگوی تصنیف های قدیمی عارف و شیدا ساخته که آمیخته ای از مضامین عاشقانه و احساسات وطن دوستانه است. حال خوشی دارد این تصنیف.

چهارم هم این که آلبوم وطنم ایران واقعا یک آلبوم است. اثری است که وحدت دارد. قطعات را اگر جدا هم بشنویم می توان حدس زد که این ها متعلق به یک اثرند. دست کم من احساس می کردم بین پیش درآمد، تک نوازی ها، آواز، و تصنیف اول گونه ای هماهنگی و تکرار این یکی بودن وجود دارد.

                
پی نوشت:
یادداشت علی اکبر شکارچی درباره ی کنسرت لطفی هم به ما قوت قلب داد که بیخود خوشمان نیامده از این کار.

[1] فکر می کنم بر اساس میزان تقلید از صدا و پیروی از سبک آواز خوانی محمدرضا شجریان بتوان خوانندگاه جوان  امروز را تقسیم بندی کرد، به این ترتیب که در دستۀ اول پیروان و مقلدان را قرار داد و در دستۀ دیگر خوانندگان دیگر را. براین اساس دستۀ اول سالار عقیلی، حمیدرضا نوربخش، علیرضا قربانی، و همایون شجریان را در بر می گیرد، و دستۀ دوم هم اینک سینا سرلک و محمد معتمدی را. البته بین سرلک و معتمدی بازهم به نظر می رسد معتمدی بیشتر با شجریان فاصله داشته باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 6:52  توسط محمدعلی  | 

راه و ماه یک هفته پیش به لطف رفیقی شفیق به دستم رسید، آلبومی با آهنگ سازی نوید دهقان و خوانندگی سینا سرلک. نوید دهقان آن طور که از مصاحبه اش پیدا بود و از فضای اثر هم، بسیار تحت تاثیر پرویز مشکاتیان است؛ و چنان که از کار پیدا بود از شاگردان و علاقمندانی است که الحق و الانصاف به نیکی در ادامۀ آن نوع آهنگسازی و نغمه پردازی کوشیده. آلبوم در مجموع آلبوم خوبی است و در مصاحبۀ پرویز دهقان با تهران امروز می توانید اطلاعات خوبی دربارۀ کار به دست آورید.

                                  

من اما می خواهم اینجا تنها دربارۀ یکی از قطعات اثر بنویسم، آواز دیوانه که پس از مدت ها برایم دوباره


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 5:54  توسط محمدعلی  | 

سعدی نامه آلبومی است با آهنگ سازی ارشد طهماسبی، خوانندگی سالار عقیلی، و تنظیم و اجرای گروه دستان که اخیراً در ایران به بازار آمده است. قطعات تشکیل دهندۀ اثر پنج تصنیف در چهارگاه، یک تصنیف در همایون، دو بداهه نوازی کمانچه از سعید فرج پوری، و دو بداهه نوازی تار و سه تار از حمید متبسم است.

سعدی نامه در مجموع فضایی شاد و حماسی دارد. چهار تصنیف چهارگاه که حماسی ترین دستگاه موسیقی سنتی ایرانی است، خود نشانۀ خوبی از این فضا است. به نظرم باید این فضا را از ویژگی های مثبت اثر شمرد. اهمیت چنین فضایی وقتی بیشتر مشخص می شود که به فضای کلی تر موسیقی سنتی توجه کنیم. به طور کلی دستگاه ها، آوازها، و الحان موسیقی سنتی ایرانی داری فضاهای احساسی مختلفی از شاد و غمگین، بزمی ورزمی، و مانند آن هستند. با این همه، چنان که نیاز به توضیح چندانی ندارد، فضای غمگین پرسوز و دلگیر در دهه های اخیر، به جز برهه های کوتاهی بر موسیقی سنتی غالب بوده است. برای نمونه می توان تعداد آثار تولید شده مثلاً در چهارگاه، نوا، راست پنجگاه، و ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 11:32  توسط محمدعلی  | 

یک وضعیتی است که هوا گرم است، حوصله تان سر رفته، صد صفحه کتاب برای فردا باید خوانده شود، دوستان می گویند در وبلاگ ننوشتنت از روی کاهلی است، و من هر چه زور می زنم موضوع پیدا کنم چیزی به نظرم نمی رسد. به سخنرانی هفتۀ پیش احمد کمال فکر می کنم، می بینم به اندازۀ سخنرانی اسکات اتران جالب نیست. در نتیجه می نشینم به عذر تقصیر همین ها را قلمی می کنم، که دست کم به حساب کاهلی یا توسعه یافتگی گذاشته نشود. حالا برادر عبدالله بگوید بنویس خودش می آید. همان طور که مشاهده می فرمایید من تا همین الان چهار پنج خط ناقابل نوشتم و هیچ نیامده، و همچنان دو به شک ام که این پست شنیع را در وبلاگ بگذارم یا نه؟ فی الواقع این در وبلاگ راجع به وبلاگ نویسی نوشتن ما هم چیزی شده ماننده شناخت شناسی خودمان یا همان اپیستمولوژی فرنگی ها...

 

پی نوشت:

دو تا موضوع الان به ذهنم رسید. اول اینکه...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 7:29  توسط محمدعلی  | 

تابستان امسال برای اهل موسیقی تابستان داغی بود، چه کنسرت های متعددی برگزار شد و موسیقی دوست ها این فرصت را داشتند که اجراهای متعددی را از سرشناس ترین اساتید موسیقی کشور بشنوند. کنسرت محمدرضا لطفی جزو اولین کنسرت ها بود که البته بازتابی بسیار منفی هم داشت، و منقدین گفتند آنچه باید می گفتند. کنسرت دیگر کنسرت محمدرضا شجریان بود. گروه شمس هم که همین چندی پیش برنامه ای با سماع گران قونیه داشت. حسین علیزاده و گروه هم آوایان هم که سه شب پیش کنسرت دادند.  از میان این برنامه ها من توانستم کنسرت شجریان و علیزاده را بروم. یک شب هم در تالار وحدت گروه های موسیقی استان اصفهان برنامه داشتند که خوانندۀ سرشناسی اصفهانی علی اصغر شاهزیدی برنامه اجرا کرد، که آن را هم رفتم. کنسرت گروه شمس هم ظاهرا از دستم رفته چون شنیدم که پورناظری سازهای قدری زده اند و بسیار دلربایی کرده اند.

میان این برنامه ها، آن طور که من دریافتم تنها استادی که در قد و قواره های خودش ظاهر شد، بی تردید حسین علیزاده بود. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 14:25  توسط محمدعلی  | 

پنهان چو دل، آلبومی است به خوانندگی حمیدرضا نوربخش و نوازندگی گروه شمس. قطعات در مقام های دشتی، همایون و اصفهان اند. حمیدرضا نوربخش را لابد می شناسید. شاگرد محمدرضا شجریان است، مدیر برنامه های او و مدیر خانۀ موسیقی. نوربخش از بهترین مدرسان آواز فعلی در ایران است. اثر مورد اشاره نیز در مجموع اثر خوبی است. قطعۀ اول، مگذار و مگذر، هم واقعا تصنیفی عالی است. اکیداً توصیه می کنم بشنویدش. قطعات دیگر البته به خوبی این قطعه نیستند ولی متوسط و خوبند.

در کنار این که از شنیدن کار خصوصا همان قطعۀ اول، آفتاب در مقام همایون، و آواز امید در مقام اصفهان لذت بردم، اما چند نکته نیز در باب اثر و خوانندگی آقای نوربخش به ذهنم می رسد. نوربخش کاملاً ژوس می خواند، و هیچ فالش نمی خواند، ولی زمانی که اوج می خواند صدایش زیبایی اش را از دست می دهد و تا حدودی به جیغ نزدیک می شود. مشهود ترین جای آلبوم که این امر مشخص می شود زمانی است که در قطعۀ هیهای دل وارد پردۀ عشاق می شود و این را می خواند که "آن جهان یک تابش از خورشید جان/ وان جهان یک قطره از دریای دل. دل به قصد جان من برخاسته/من نشسته تا چه باشد رای دل." نوربخش حین خواندن این دو بیت و تحریرهایش نت ها را کاملا درست ادا می کند ولی صدایش از حالت عادی خارج می شود، که چندان دلچسب نیست. برای این که این اتفاق نمی افتاد می شد از چند پرده قبل تر شروع کرد تا کار برای خواننده هم اینگونه دشوار نشود.

نکتۀ دیگر هم درباب قطعۀ صورتگر است با این شعر که " صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم/ وانگه همه بت ها را در پیش تو بگدازم." این قطعه نیز در مقام دشتی است. به نظر می رسد قطعۀ مذکور از دو جهت ضعف دارد. از یک سو این شعر با مقام دشتی که مقامی بسیار محزون و سوگوارانه است چندان تناسبی ندارد، و از سوی دیگر شعر ریتمی ضربی و پرجنب و جوش دارد، در حالی که ریتم تصنیف کند است و چندان به نظر نمی آید که آهنگ شعر را خوب ادا کرده باشد.

با این همه، پنهان چو دل اثر خوبی است که به شنیدنش می ارزد، خصوصاً مگذار و مگذر. از کف ندهیدش.

+ نوشته شده در  جمعه نهم شهریور 1386ساعت 17:18  توسط محمدعلی  |