خاطرات روزانه:
به روال هر روز از خواب بیدار شدم. کارهای اول صبحم را کردم، حمام صبحگاهی و صبحانه و... آمدم انترنت اخبار را بخوانم. خیلی خبرهاست اینجا. اینطور که از اخبار و احوال دوستان دستگیرم شد ظاهرا دور اول انتخابات تمام شده است. نمی دانم من چرا یک دفعه این قدر از تقویم عقب افتادم. فکر می کردم چند هفته مانده هنوز. همان طور که مقام معظم رهبری ادام الله ظله العالی فرموده بودند، انتخابات سالم بوده است. ظاهراً آقای احمدی نژاد از دور رقابت خارج شده است، و آقایان کروبی و موسوی رفته اند دور دوم. بیخود این همه بدبین بودیم فکر می کردیم احمدی نژاد وضع رای اش خوب است و خدای نکرده ممکن است در آرا دست ببرد. توهم زده بودیم باز دوباره. شکر خدا همه اش نتیجه ی خیالات هورقلیایی ما بود. الان فقط مانده مشخص کنیم کروبی را بفرستیم کاخ ریاست جمهوری یا موسوی را. من که البته از اخبار عقب مانده ام ولی اینطور که برمی آید ظاهراً استراتژی غالب در این مرحله اقناع و جمع آوری رای با فحش است. حقیقتاً که راهبرد بدیعی است. من البته چیز زیادی درباب قوت این راهبرد ندیده بودم. عمیقاً در تحلیل شرایط درمانده ام. بعد این چند سال که علوم سیاسی خواندم، می بینم که هیچ نمی فهمم از اوضاع. تصمیم اکید گرفتم تغییر رشته بدهم بروم یک رشتۀ دیگر.
