یادم نیست برای زدن واکسن من را پیش اش می بردند یا بیماری. ولی خوب یادم مانده این طبیب دوران طفولیت را. یک بار که از مطب اش برمی گشتیم، برای اولین باری در زندگانی که خاطرم مانده رفتیم رستوران (حسابش را بکنید که آن روزها، روزهای دهۀ شصت بود). تا پیش از آن تجربه ای از رستوران نداشتم مگر از سریال هزاردستان که آنجا دیده بودم در گراند هتل رستورانی هست و آدم های فیلم آنجا غذا می خورند. برای همین بود که میانه ی های غذاخوردن با جدیت کامل از مادرم پرسیدم که آیا اینجا گراندهتل است؟
آن سال ها که گذشت دیگر گاه و بیگاه در جعبۀ جادویی تلویزیون می دیدم اش، گاهی در برنامه ای پزشک و گاه روز جهانی کودک و تلویزیون، و خاطرات آن ایام را تازه می کردم، تا امروز که در اخبار خواندم آن طبیب مهربان روزهای خردسالی دکتر احمد سیادتی درگذشته. خدایش بیامرزد!
