تا همین الان هم البته رقابت های انتخاباتی به اندازۀ کافی داغ بوده است، و داغ تر و هیجان انگیزتر هم خواهد شد. طرفداران کاندیداها هم بسیار هیجان زده اند و اخبار را با شور و احساس زایدالوصفی دنبال می کنند. با این همه، برای من تا الان بیشتر خود فرایند انتخابات جالب بوده، و آن چیزهایی هم که به چشمم آمده از آن قسم چیزهایی بوده اند که احیانا در نگاه اول به چشم یک ایرانی می آید، نه یک آمریکایی، یا هر کسی از کشورهای دیگر با ویژگی ها و خصوصیات دیگر.
مثلاً یکی از نکته هایی که این میان توجهم را جلب کرد، نحوۀ مخالفت و انتقاد کاندیداها از یکدیگر بود. همان طور که خودتان هم دیدید و خواندید اینجا کاندیداها مستقیم از هم انتقاد می کنند. از هم اسم می برند. می گویند مثلا طرف این را می گوید و این نظر را دارد و این نظر غلط است یا ایشان چنین و چنان است.
با ایران که مقایسه می کردم می دیدم، البته در کشور ما هم انتقاد هست ولی بدون اسم بردن. همین ماجراهای هفته ی گذشته در جریان انتقادات آقای هاشمی، خامنه ای، و احمدی نژاد را مثلا ببینید. مخالفت می شود. شدید هم می شود ولی در باطن و نه در ظاهر.
در ایران در ظاهر از هم اسم نمی برند، ولی بدترین چیزها را هم به هم می گویند. مثلا آقای قالی باف می گوید آن ها که شبانه روز دو سه ساعت می خوابند عقل درست و حسابی ندارند. منظورم این است که حتی به هم توهین می کنند ولی ظاهر امر این است که اشخاص مخالفتی با هم ندارند. اینجا البته من هنوز ندیدم کاندیداها به هم به این صورت توهین کنند. مثلا همین گردهمایی دموکرات ها که این روزها در جریان است را ببینید. مکررا گفتند که مک کین برخطاست ولی کسی نگفت مک کین خائن است یا احمق است فاسد یا هر چیز دیگر.
این تفاوت را البته می توان به اشکال متعددی توضیح داد. یکی از علل این امر فکر می کنم به جایگاه مفهوم اختلاف در ایدئولوژی رسمی جمهوری اسلامی برگردد. در ایدئولوژی رسمی ایران مثل تمام کشورهای دیگر خاورمیانه اختلاف چیز بدی است و البته وحدت چیز خوبی است. مردم همه باید وحدت کلمه داشته باشند و با هم متحد باشند و تحکیم وحدت کنند و اختلاف توطئۀ دشمن است و چیزهایی در این مایه ها که لابد کم از بلندگوهای رسمی نشنیده اید.
در جمهوری آمریکا البته این طوری نیست. اختلاف به طور مطلق چیز بدی نیست. و لابد در مواضع و درجاتی خوب هم هست. این البته کلی فلسفه و اندیشه ی سیاسی پشت اش است، که مجال صحبت مجزا می طلبد. منتها نکته ای که اینجا می خواستم بگویم این است که احتمالا یکی از جلوه های این امر همین انتقاد بی پرده نامزدهای ریاست جمهوری از یکدیگر است، بدون اینکه اذهان عمومی تشویش شود و امنیت ملی زیر سوال برود.
در مجموع فکر می کنم یکی از مسائلی که می تواند موضوع بحث و گفتگو در عرصۀ عمومی در کشورمان باشد همین اختلاف است. اینکه وجود اختلاف در عرصۀ سیاسی چه مزایایی می تواند داشته باشد. یک جنبه ی بحث این است که حق مخالفت وجود داشته باشد. اما جنبه ی دیگر این است که این مخالفت و اختلاف و نزاع در عرصۀ سیاست کارکردهای مفیدی دارند، و می توانند باعث سلامت و نیرومندی یک نظام سیاسی شوند.
به هر حال این از اولین جنبه هایی بود که توجه من رو جلب کرد.
