نوشته ی حسین مرتضاییان آبکنار
کتاب روایتی متفاوت از جنگ ایران و عراق است. راوی داستان یک سرباز وظیفه است. برخی وقایعی که او ضمن داستان نقل می کند به هیچ وجه در روایات رسمی دیده نمی شوند، مثل استعمال تریاک، یا رابطۀ دو تا از سربازها با همدیگر یا...
گذشته از این ها توصیفات نویسنده از شداید و سختی های جنگ هم بسیار تکان دهنده است، نمونه اش زمانی است که راوی سوار خودرویی می شود که از چشم ها و گوش های و تقریبا تمامی اعضای راننده اش خون می آید. در مجموع کتاب تصویری کابوس گونه از جنگ به نمایش می گذارد.
ضمن داستان متوجه می شویم که راوی در اثر سختی های جنگ، کشته شدن دوست دوران کودکی اش، موجی شدن یا هر علت دیگری دچار اختلالات روانی شده است. به همین دلیل به هیچ وجه مشخص نیست کجای روایت واقعی است و کجای آن ساخته و پرداخته ی ذهن کابوس زدۀ راوی است. گرچه ابتدای داستان ذکر می شود که تمامی صحنه ها واقعی هستند، ولی به پایان کتاب که می رسیم در صدق و صحت تمامی وقایع ذکر شده در روایت شک می کنیم. از این جهت شاید بتوان عقرب... را اثری پست مدرن به شمار آوریم.
(دوستانی که روحشان خیلی لطیف و بهداشتی است از این جا به بعد را نخوانند.)
ادامه مطلب
