تبليغاتX
نهفت

نهفت

منتشر شده در اطلاعات سیاسی اقتصادی
سال بیستم شمارۀ سوم و چهارم-آذر و دی 1384 و
سال بیستم- شمارۀ پنجم و ششم- بهمن و اسفند 1384

زمينه‌هاي ليبراليسم و محافظه‌كاري در انديشه توماس هابز

توماس هابز (1679-1588) را پايه‌گذار فلسفه سياسي جديد خوانده‌اند. گسست‌هايي كه هابز در برخي از مهم‌ترين مباني هستي شناسانه و معرفت‌ شناسانه نظريه سياسي نسبت به فلسفه سياسي كلاسيك ايجادكرد, زمينه‌هاي مناسب براي رشد و شكل‌گيري فلسفه سياسي بسياري از متفكران بعد از خود را فراهم ساخت. جان لاك، ژان ژاك روسو، جرمي بنتام، جان استيوارت ميل، هگل و بسياري ديگر از نظريه‌پردازان حوزه فلسفه سياسي در دوران جديد، شكل‌دهي بخش قابل توجهي از ساختمان فلسفه سياسي خود را مديون زمينه‌سازي‌هاي هابز هستند. ارنست كاسيرر فيلسوف و تحليلگر تاريخ انديشه‌ها در بررسي سرگذشت انديشه سياسي در قرن هجدهم و عصر روشنگري چنين مي‌گويد: «نظريه سده هجدهم در مورد دولت و جامعه، محتواي آموزه‌هاي هابز را بندرت بدون قيد وشرط پذيرفت اما فرمي كه هابز اين محتوا را در آن ريخت، تأثيري پايدار و قوي بر جاي گذارد1». كاسيرر در جاي ديگر اشاره مي‌كند كه ارزش فلسفي آثار سياسي هابز چندان در موضوع آن‌ها نيست, بلكه بيشتر در شكل احتجاج و استدلال آن‌هاست.2در واقع اهميت اساسي انديشه هابز نه در نتيجه استدلالات او بلكه در نحوه استنتاج، مباني فكري و منطق حاكم بر گفتار اوست. در اين زمينه به طور مثال مي‌توان


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1384ساعت 11:51  توسط محمدعلی  |